تبلیغات
Anime & Roman - بازی 6
های مینااااااااا
دایجوبوعه؟
امدم بسی بعد قرنی
فک نمی کردم نظر داشته باشم
ولی خو کمش تعجب برانگیزه
شرمنده نبودم
این مد پدر مارو در اورده
در کل بفرماید ادامه سعی میکنم محکم ادامه بدم
حرف و فحش و همه چی ازاده
این قسمت و قست قبلی صحبت های ریوکام همشون با ربط هستن و فهمیدنشون بسی مهم
یجور گذشته اینده  تعریف میشت تو رمانم و یجورایی از ابتدای زندگی ها شروع نداره
از وسط داستان ماجرا شروع شده

صدای قدم هاش می اومد
مثل همیشه بود
در وافع می شد گفت فرقی نکرده از ظاهر
ادم ها رو از دور می بینم
و وقتی که نزدیکشون میشیم کم کم فکر می کنیم تغیر کردن
ولی اونا فقط کامل و یا نصفه و یا هر جور که هست برای ما دیده شدن
نه ظاهرا !

سریع از اونجا فاصله گگرفتم برگشتم بهعمارت منفور که توش تنها چهره ازار دهنده امواج دریایی با دو گویی ابی بود
اون چهره خیلی از معادلاتمو بهم زده بود منو تو گیجی رها کرده بود
و زمانی به خودم امدم که ساعت ها به ریوکام که رو به رو عمارت ذل زده بود به ساختمون خیره شده بودم و من هم مثل موهای شبیه امواج دریاش خیس خیس بودم
 و فرار کرده بودم از همه خاطرات قدیمی و اون فرد و اون اتاق که جز به جز کار هاشو حفظ بود و الان معظلم این جوجه خیس بود
اوه جوجه خیس؟
وازه اشناعی هست ولی  در وااقع بیاد نمیارم کی و کجا به کارش بردم
این گذشته هرچی بود گذشته
این مهمه که بتونم ایندرو از تو دهانش بکشم بیرون و زنجیره ارتباط رو قطع کنم
زنجیره ارتباط ؟
به دنبال قطع ارتباط گذشته و ایندم ولی نمی دونم چرا با با افرادش داریم پیند میزنیم
پیوند یا بازی ؟
هرچی که هست این اکیپ اکیپ بودن ها مثل بودن چند هم اتاق و اتاق های کنار های هم با یک در میانشون
این در باز شدن داره
ولی کسی از پشتدر خبر نداره
و مجهول کجاست  به راستی این در ها از کجا امدن ؟
و باز صدای قدم اشنایی دیگری
صدا !خوب، در ذهنم همچون ناقوص عمل میکنن
ولی هر ناقوصی مقصودی دارد !




طبقه بندی: رمان بازی،

تاریخ : پنجشنبه 24 اسفند 1396 | 11:02 ب.ظ | نویسنده : Ryokam yukimura | فحش ازادههه

  • paper | پرشین تم | خرید بک لینک